الفتال النيسابوري ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

604

روضة الواعظين و بصيرة المتعظين ( فارسي )

كنيم و از آن در امان بمانيم ؟ فرمود : به اينكه خشم مگيريد . پرسيدند : سرچشمهء خشم از كجاست ؟ فرمود : از كبر و جبروت و كوچك شمردن مردم . « 1 » ( 1 ) پيامبر ( ص ) فرموده‌اند : اى على ! بر هر كس تنگ خلقى چيره شود ، آسايش از او رخت مىبندد . « 2 » ( 2 ) امام صادق فرموده است : پيامبر ( ص ) از كنار قومى گذشتند كه مشغول بلند كردن سنگى بودند . پرسيدند : اين كار براى چيست ؟ گفتند : براى اينكه نيرومندتر خود را بشناسيم ، فرمودند : آيا به شما بگويم نيرومندترين شما كيست ؟ گفتند : آرى ، فرمودند : نيرومندترين شما كسى است كه چون خشنود شد ، خشنودى او ، او را به گناه نكشاند و كار ياوه انجام ندهد و چون خشم گيرد ، خشمش او را از حق بيرون نبرد . و چون قدرت يافت ، مرتكب كارى كه بر حق نيست نشود . « 3 » ( 3 ) و همان حضرت فرموده است ، عاقل‌ترين مردم ، آن كسى است كه با مردم بيشتر مدارا كند و دور انديش‌ترين مردم ، كسى است كه بيشتر خشم خود را فرو خورد . ( 4 ) روايت شده است كه كنيزكى از امام سجاد ( ع ) در حال ريختن آب بر دست ايشان بود و امام براى وضو گرفتن آماده مىشد . آفتابه از دست كنيزك افتاد و بر چهرهء آن حضرت برخورد كرد و آن را دريد . امام سجاد ( ع ) سر خود را به طرف كنيزك بلند كرد . كنيز گفت : خداوند عز و جل مىفرمايد : « فروخورندگان خشم » ، فرمود : خشم خود را فرو خوردم . گفت : « و عفوكنندگان از مردم » ، فرمود : خدايت عفو فرمايد . گفت : « و خداى احسان‌كنندگان را دوست مىدارد . » فرمود : برو كه تو آزادى . « 4 » ( 5 ) امام صادق ( ع ) فرموده است ، مردى از ياران امير المؤمنين على ( ع ) از زنان خود شكايت كرد . امام ( ع ) از جا برخاست و چنين فرمود : اى مردم ! در هر حال از زنان اطاعت مكنيد و آنان را بر اموال امين قرار مدهيد و نگذاريد عهده‌دار كارهاى عيال باشند ، كه اگر آنها آزاد گذاشته شوند ، آزادند و ممكن است به مهلكه‌ها درافتند و

--> ( 1 ) . به نقل از حضرت رضا ( ع ) در مشكاة الانوار طبرسى ، ص 219 ، هم آمده است . م . ( 2 ) . به نقل از مكارم الاخلاق طبرسى ، ص 500 ، در بحار الانوار ، ص 48 ، ج 77 ، چاپ جديد ، هم آمده است . م . ( 3 ) . در مشكاة الانوار طبرسى ، صفحات 218 و 247 ، چاپ قم ، 1385 قمرى ، هم آمده است . م . ( 4 ) . در مشكاة الانوار طبرسى ، صفحات 218 و 247 ، چاپ قم ، 1385 قمرى ، هم آمده است . م .